عاشق دل شکسته |
|
1 ۱ـ گل برای یک ساعت ۲ـ ستاره برای یک شب نوشته شده توسط مهران تاریخ شنبه بیست و نهم بهمن 1384 و ساعت 12:17 بعد از ظهر |+|
گل سرخ می روم رفتنی از جنس عبور گل سرخ تا نبينم که شود سنگ صبور گل سرخ من ز جان باختن عاطفه ها فهميدم عشق مرده است به سرفصل زبور گل سرخ می روم دور شوم دورتر از اين دنيا تا نباشد دل من جای حضور گل سرخ چشمهايم همه بسته است مخواهيدش باز می کشد چشم مرا تابش نور گل سرخ همه جا باز مرا خوب بجا می آرند منم آن سوخته داغ تنور گل سرخ دل بيمار من از شيشه شده نازکتر جنس سنگ است بدان؛جنس غرور گل سرخ وشکستم و نمردم و کماکان هستم مايه دلخوشی و باعث شور گل سرخ به که گويم دل شيدائی من ديوانه است می رود در پی زنجير قطور گل سرخ نوشته شده توسط مهران تاریخ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 و ساعت 10:40 بعد از ظهر |+|
1 مثال یه مثال هست که میگه: نوشته شده توسط مهران تاریخ شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 2:47 قبل از ظهر |+|
دوست دارم عزیزم پشت پلکام عکس عشق تو رو من نقاشی کردم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم
نوشته شده توسط مهران تاریخ شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 2:34 قبل از ظهر |+|
تاریکی شب تاریک سر نوشت من دل من شکسته عمریی بغضی سنگین راه گلومو بسته از شب به شب رسیده ام از کوچه ها به بن بست آی آدمای سر خوش جایی برای من هست؟
نوشته شده توسط مهران تاریخ شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 0:24 قبل از ظهر |+|
با من باش مثل گل در گلدان تو باشم دست مرا رها نکن که رهایی سردر گمی ایست برای من نوشته شده توسط مهران تاریخ جمعه بیست و یکم بهمن 1384 و ساعت 9:33 بعد از ظهر |+|
ببینم بازم میگی ....... دوست داری!!!!!! عشق يعني شعله بر خرمن زدنعشق يعني رسم و دل بر هم زدن عشق يعني يک تيمم يک نماز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آتش زدن عشق تنها آزادي در دنياست زيرا چنان روح را تعالي مي بخشد که قوانين بشري و پديده هاي طبيعي مسير آن را تغيير نمي دهند. فقط عشق آدم کور است که نه زيبايي را درک مي کند و نه زشتي را . عشق وقتي دچار غم غربت باشد از حساب زمان و هياهوي آن ملول مي گردد. عشق ميزباني مهربان است . گرچه براي ميهمان ناخوانده خانه ي عشق سراب است و مايه ي خنده. عشق از درون خويش آگاه نمي شود جز در لحظه ي جدايي. عشق کلمه ايست از جنس نور که با دستي از جنس نور بر صفحه اي از جنس نور نوشته مي شود. عشق همانند مرگ همه چيز را دگرگون مي کند . نوشته شده توسط مهران تاریخ دوشنبه هفدهم بهمن 1384 و ساعت 6:54 بعد از ظهر |+|
من برات میمیرم ولی تو که ای که سایه ی نگاهت همیشه روی چشامه نوشته شده توسط مهران تاریخ دوشنبه هفدهم بهمن 1384 و ساعت 0:5 قبل از ظهر |+|
.......نمیدنم دیگه چی بگم
نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه شانزدهم بهمن 1384 و ساعت 3:48 بعد از ظهر |+|
خدایا.........
نوشته شده توسط مهران تاریخ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384 و ساعت 12:45 بعد از ظهر |+|
تا آخر عمر وقتی میرفتی نتونستم بگم بمون هیچوقت نتونستم عشق مو ثابت کنم هر وقت خواستم چیزی بگم نزاشتی برای من هیچ وقت.وقت نداشتی هروقت خواستم سفره یه دلم و واست باز کنم گوش نکردی حالام که رفتی و خبری از من نمی گیری هیچ وقت نزاشتی بگم دوست دارم اما اینو بدون تا اخر عمرم دوست خواهم داشت هر شب به امید دیدار تو چشمامو رو هم میزارام میدونم یه روزی برمیگردی منم منتظرت میمونم تا اخر عمرم... نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه نهم بهمن 1384 و ساعت 7:36 بعد از ظهر |+|
چه کنم با تنها
نوشته شده توسط مهران تاریخ جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت 11:36 بعد از ظهر |+|
ظلمه نه بد ترين شكل تنهايی آن است كه در كنار او باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسيد . نوشته شده توسط مهران تاریخ جمعه هفتم بهمن 1384 و ساعت 0:2 قبل از ظهر |+|
دنیا عجیب به خدا دنیا عجیب به خدا
اگر بفهمه یا بگی .دیگه ازت بدش میاد وقتی نخواهی هر جوری هست میخواهد بدسش بیاری اون که میگه عاشقته اگر نباشی میمیره عشقت چه زود یادش میره تنفر جاشو میگیره همه میگن دوستت دارن اما فقط تا پای حرف دنیا عجیب به خدا دنیا غریب به خدا نوشته شده توسط مهران تاریخ پنجشنبه ششم بهمن 1384 و ساعت 11:53 بعد از ظهر |+|
به خدا خیلی دوستت دارم ّّّّّچرا نمی خواهی این را بفهمی نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه دوم بهمن 1384 و ساعت 10:46 قبل از ظهر |+|
چشمک واسه چشمک زدن ستاره ناز میکرد نوشته شده توسط مهران تاریخ شنبه یکم بهمن 1384 و ساعت 8:24 بعد از ظهر |+|
|