تبليغاتX
// http://www.myhotlove-java.blogfa.com --> عاشق دل شکسته
عاشق دل شکسته

شب .............

امشب مثلا شب اخره نمیدونم یک حس عجیبی از سر شب

داره عذابم میده همش حس میکنم بازم مهمون هستم یک

مهمون پرو اصلا نمیدونم چرا باید اومد که مجبور به رفتن و

ترک کردن باشیم سخته خیلی سخته اگه واسه خاطره تو

نبود تا ابد همین جا میموندم .اما دلم اونجاست اینو که هر

کس ندونه خودم میدونم .میدونی یک دوست دارم میگه

دنبال یک دل میگردم که هیچ کس توش نباشه .اون دلی

میخواد که خالئ خالی باشه عشق هیچ ادامی تو اون

دل نباشه سالهاست داره میگرده.من بهش گفتم دل که

توش عشق نباشه دل نیست اصلا بدرد عشق ورزیدن

نمیخوره اونو باید چالش کرد تو چی میگی ؟؟؟؟؟؟؟؟

اما میدونی من اینجا هم  که هستم تورو دارم چون تا

به امروز احساس تنهائی نکردم همش تورو نفستو با

همه وجودم حس میکنم



نوشته شده توسط مهران تاریخ جمعه سی ام دی 1384 و ساعت 7:36 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

آتش

انتحار

شبی در آتش غم سوخت آشیانۀ ما

شبی که رفت و نیآمد فروغ خانۀ ما

 

در انتظار تو سرتا به پای من شده گوش

کجاست صحبتِ یک موج با کرانۀ ما

 

سراغت از که بگیرم ... که را نشانه دهم ؟

کسی به فکر کسی نیست در زمانۀ ما



نوشته شده توسط مهران تاریخ دوشنبه بیست و ششم دی 1384 و ساعت 12:11 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

اشعار

دو کلام حرف حساب باهات دارم

میخوام بگم بی معرفت دوست دارم

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

ای آنکه ماه آسمان خانه ی توست

به ش بگو  م دیوانه ی توست

**************************

الهی، الهی، سر راهت بیاید مار سیاهی

اول بر من زند که دل به تو بستم

دوم بر تو زند که بی وفایی



نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 و ساعت 9:55 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

خوبه نه باوفا

باز هم سلام
سلام بر اوج تشنگي
سلام بر فوج عاشقان
اي عابر غريبه، من عاشقم
من درس عشق مي خوانم
درس بزرگ مرگ
درسي كه ايستاده بميرم با عشق
من زنده ام تا ختم چرخ نيلوفري، تا عشق
اي عابر غريبه
من تكيه بر شهامت دريا كرده ام، بي آنكه تخت پاره اي به غنيمت ببرم،يا صياد برق مرواريدي باشم.
من راه مي روم بر ارتفاع نيلي دريا
بي بادبان و پارو، بي قايق
من عاشقم ، عاشق عشق
****************************
بعد از اين عشق به هر عشق جهان مي خندم
به هر كه آرد سخن عشق مي خندم.
****************************
«زندگي هنگامي زيباست كه شكوفه هاي محبت بر شاخه هاي عشق و دوستي استوار باشد»
*****************************
مرغ شب خوابيد و من از گريه بيدارم هنوز
ديده نابينا شد و مشتاق ديدارم هنوز .
*****************************
امشب اين خانه عجب حال و هوايي دارد
گفتگو با دل ديوانه عجب صفايي دارد
همه رفتند از اين خانه ولي غصه نرفت
باز اين يار قديمي چه وفايي دارد
*****************************



نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 و ساعت 9:17 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

قبول کن این حقیقت را

 

یک نفر...
 يک نفر...
يک جايي...
تمام رؤيايش لبخند توست وزماني که به تو فکر ميکنه احساس ميکنه که زندگي واقعا با ارزشه
پس هر گاه احساس تنهايي کردي اين حقيقت رو به خاطر داشته باش.
يک نفر ...
يک جاي...
در حال فکر کردن به توست.



نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1384 و ساعت 9:15 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

اینم راه عشق و عاشقی است اول باهات خوبه بد یک دفه پرتت میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



نوشته شده توسط مهران تاریخ پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 9:24 قبل از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

چه کنم

سه شمع روشن کردم...يکي براي بودنت....يکي براي ديدنت
...يکي براي بوسيدنت.....بعد همه را خاموش
کردم براي در اغوش کشيدنت



نوشته شده توسط مهران تاریخ دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 1:26 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

بهترین

اگر بهترين دوستم نيستي....لا اقل بهترين دشمنم باش
اگر غم خوارم نيستي....لا اقل بزرگترين غمم باش....هر چيزي
هستي هميشه يا بهترين باش يا بد ترين....چون بهترين ها
 هميشه به ياد خواهند ماند.....پس در بد ترين خاطراتم...تو بهترين باش



نوشته شده توسط مهران تاریخ دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 1:12 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

زرد

می توان در گوشه ای خاموش و سرد
مشعلی از مهربانی بر فروخت .
می توان یک شب به قلب شب بتاخت
سینه شب را شکافت
ماه را آزاد کرد.
می توان با آب چشم
زنگ دلها را زدود .
می توان دستی گرفت .
می توان راهی نمود.
می توان در دفتر ذهن کسی
جاودان شد ، باشکوه .
دست در دست نسیم
پای در راه طلوع
می توان تا کوه نور
ره سپرد و نور شد.
با نگاهی گرم یخها را شکست
با سلامی نرم سنگی آب کرد
می توان دل بست و جان آباد کرد.
می توان آهسته خواند ، شعر باران در بهار
تا ببینی در نگاه یاس زرد ، اشتیاق زندگی



نوشته شده توسط مهران تاریخ شنبه دهم دی 1384 و ساعت 10:39 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

یادش بخیر

 ياد باد انکه زما وقت سفر ياد نکرد به وداعي دل غمديده ما شاد نکرد                           شاعر آ



نوشته شده توسط مهران تاریخ جمعه نهم دی 1384 و ساعت 10:25 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

شکایت......

سکوتم از رضايت نيست

دلم اهل شکايت نيست

هزار شاکی،خودش داره  

خودش گيره،گرفتاره

همون بهتر که ساکت باشه اين دل

جدا از اين ضوابط باشه اين دل

از اين بدتر نشه رسوايی ما

که تنهاتر نشه تنهايی ما

کار ما گذشته از شکايت

هنوزم پايبنديم در رفاقت

می ريزه تو خودش دل غصه هاشو

آخه هيچکس نمی خواد قصه هاشو   

سمیرا تا زنده ام عاشقتم



نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه چهارم دی 1384 و ساعت 10:41 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

جالبه نه

من و تو و بوسهUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

از هم كه جدا مي شويم چهار نفريم

تووتنهايي ، من و عذاب

 

تو كيستي كه اينچنين مرا دچار كرده اي

و قلب كوچك مرا اميدوار كرده اي

دلم براي ديدنت چه زود تنگ مي شود

ولي براي رفتنت عجب شتاب كرده ايUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

مرا به آغوشي كه دوست دارم بازگردان

دوستم بدار همانگونه كه پيش از اين داشتي

بار دگر مرا نوازش كن

و بياد آور هنگامي را كه...............

هيچكس را بيشتر از من دوست نداشتي................Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

در اعماق وجودم فقط تو را صدا مي زنم

اما تو لحظه اي پاسخم را نمي دهي

تا كي دوري تا كي !Upgrade your email with 1000's of emoticon icons



نوشته شده توسط مهران تاریخ یکشنبه چهارم دی 1384 و ساعت 10:38 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com

آرزو

 

كاش چون پاييز بودم ... كاش چون پاييز بودم

 

كاش چون پاييز خاموش و ملال انگيز بودم

 

برگهاي آرزوهايم يكايك زرد ميشد

 

آفتاب ديدگانم سرد ميشد

 

آسمان سينه ام پر درد مي شد 
 

ناگهان طوفان اندوهي به جانم چنگ ميزد

 

اشكهايم همچو باران

 

دامنم را رنگ مي زد

 

وه ... چه زيبا بود اگر پاييز بودم

 

وحشي و پر شور و رنگ آميز بودم

 

شاعري در چشم من مي خواند ...شعري آسماني

 

در كنار قلب عاشق شعله ميزد

 

در شرار آتش دردي نهاني

 

نغمه من ...

همچو آواي نسيم پر شكسته

 

عطر غم مي ريخت بر دلهاي خسته

پيش رويم

 

چهره تلخ زمستاني جواني

پشت سر :

 

آشوب تابستان عشقي ناگهاني

سينه ام

 

منزلگه اندوه و درد و بدگماني

 

كاش چون پاييز بودم ... كاش چون پايز بودم ...



نوشته شده توسط مهران تاریخ پنجشنبه یکم دی 1384 و ساعت 9:52 بعد از ظهر

|+|

http://dr-mehran.blogfa.com