عاشق دل شکسته |
|
عشق چیست؟ عشق چیست ؟ عشق چیست: از دریا پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : خشکیدن!از گل پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : پرپر شدن!از زمین پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : لرزیدن!از آسمان پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : باریدن!از کوه پرسیدند: عشق چیست؟ گفت : آتشفشان!از انسان پرسیدند: عشق چیست؟ ...ناگهان ندائی از درونش گفت : ((جدائی...))!!! نوشته شده توسط مهران تاریخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 10:32 بعد از ظهر |+|
چی کشیدم وقتی که من عاشق شدم... وقتی که رفتم تازه تو می فهمی عاشقی چیه میشناسی عشق رو بعد من میفهمی عاشقت کیه عاقبت از غصه ی تو نقش تو قصه ها میشم میرم و پیدام نمیشه تنها وقتی که من عاشقت شدم با همه ی بود و نبود تو خواب و تو بیداری ها نقش دو تا چشم تو بود من همه جا کنار تو سایه به سایه کوه به کوه آیینه ای که دم به دم با تو نشسته رو به رو تو جونمی تو عشقمی قشنگترین بهانه ای برای زنده موندنم تو بهترین نشونه ای تو بهترین دلیل دل برای بودنم شدی نبودی از تنم جدا که پاره ی تنم شدی پرنده ی قشنگ من اگه بیای بهار میاد برای این شکسته دل تو سینه باز قرار میاد ستاره ها پایین میان دوباره باز سحر میشه از آسمون و از زمین به من میگن که یار میاد وقتی که من عاشقت شدم با همه ی بود و نبود تو خواب و تو بیداری ها نقش دو تا چشم تو بود نوشته شده توسط مهران تاریخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 10:5 بعد از ظهر |+|
تنهایی
نوشته شده توسط مهران تاریخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 9:29 قبل از ظهر |+|
دوستت دارم
دوست دارم قسم به اشک چشمات دوست دارم قسم به تار موهات دوست دارم قسم به اون نگاهت دوست دارم قسم به چشم پاکت دوست دارم قسم به قلب خستت دوست دارم قسم به لبای بستت دوست دارم قسم به صافی آیینه دوست دارم قسم به دل بی کینه دوست دارم قسم به گل و گلدون دوست دارم قسم به لیلی و مجنون دوست دارم قسم به پرواز ابر دوست دارم قسم به خورشید زرد دوست دارم قسم به موج دریا دوست دارم قسم به عشق زیبا دوست دارم قسم به خون رگها دوست دارم قسم به رنگ برگها دوست دارم قسم به گرمی روز دوست دارم قسم به شب خاموش دوست دارم قسم به شب سیاه دوست دارم قسم به سفیدی دلا دوست دارم قسم به جون عاشقا دوست دارم قسم به جون ماهی ها دوست دارم قسم به گلهای زیبا دوست دارم قسم به تمام دنیا نوشته شده توسط مهران تاریخ چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 9:20 قبل از ظهر |+|
گریه قشنگه؟
نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |+|
عشق و ..... عشق می خواهم تا ابد عاشق بمانم می خواهم برای عشق بخندم و برايش گريه كنم می خواهم با عشق به خدايم برسم می خواهم عشق را ثابت كنم می خواهم برای عشق بميرم می خواهم برای تو بميرم ... نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:36 بعد از ظهر |+|
برای رسیدن به عشق باید چی کار کرد؟
میگن آدم برای رسیدن به عشقش باید قید دنیارو بزنه ؟ ولی تو که تمام دنیای منی چطور ازت بگذرم ؟ نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:33 بعد از ظهر |+|
عاشقی چیه؟؟؟؟؟ بنام خدایی که عشق رو آفرید . من امشب با خودم خیلی فکر کردم که عشق چیه ؟ بعضیها میگن یعنی علاقه شدید قلبی . بعضیها میگن حسیه که از درون قلب سر چشمه میگیره؟ اما باز این سوال برام پیش میاد که از کجای قلب؟ مگه قلب۱ تکه گوشت بیشتره؟ مگه قلب نه اینکه فقط کار گردش خون رو انجام میده ؟ مگه قلب نه اینکه ........ بگذریم . بعضیها هم میگن عشق از دل سر چشمه میگیره . اما بازم ۱ سوال؟ این دل کجاس؟؟؟؟؟؟ ولی من فکر میکنم عشق از چشم نشات میگیره . فرد با دیدنه که عاشق میشه . تا وقتی که چشم هم نباشه عشق تعطیله . شما چی میگین؟ عشق یعنی چی؟؟؟؟؟ کمکم کنید نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:23 بعد از ظهر |+|
نه از من پرسیدی : که آیا تو رو قشنگ میدونم؟ جواب دادم : نه باز پرسیدی : آیا دلت می خواهد تا ابد با توبمام ؟ جواب دادم : نه سپس پرسیدی : اگه ترکت کم گریه می کنی ؟ و بار دیگر تکرار کردم : نه در حالی که ناراحت بودی وقتی می خواستی دیگه بری در حالی که اشک از چشمانت جاری می شد بازویت را گرفتم و گفتم : تو قشنگ نیستی بلکه... زیبایی من نمی خواهم تا ابد با تو باشم بلکه من ...نیاز... دارم که با تو باشم اگر بری من گریه نمی کنم بلکه من .. میمیرم.... ............اگه تو نباشی منم نیستم . منم ... نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:22 بعد از ظهر |+|
تقدیم به تو این گل زیبا تقدیم به زیباترین فرشته روی زمین . این گل زیبا تقدیم به بهترین انسان روی زمین. این گل زیبا تقدیم به عزیزترین من در روی زمین. نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:20 بعد از ظهر |+|
آرزو
آرزو نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:13 بعد از ظهر |+|
رویای بوسیدن تو رویا قصه بوسیدن تو اگر از من خیلی دور ولی تو شبهای سردم منو تا خواب می کشونه دیدن اشکای زیبات که مثل قطره بارون روی گلبرگ نگاهت آروم آروم پا می ذارن ، می تونه منو تا خورشید تا ستاره بکشونه اگر آسمون قلبم یه روزی آفتابی باشه خورشیدش رو در میارم جاش چشم تو رو می ذارم تو اینو بدون عزیزم که اگر یه روز از عمرم توی دنیا مونده باشه دستای تو رو می گیرم تو نگاهت خیره می شم جون می دم آواره می شم نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 8:12 بعد از ظهر |+|
با تو ستاره میشوم همیشه از نگاه تو با تو عبور میکنم از اینکه عاشق تو ام حس غرور میکنم
دوباره با سلام تو تازه ی تازه میشوم با نفس ساده ی تو غرق ترانه میشوم با تو ستاره میشوم با تو ستاره میشوم با تو ستاره میشوم از سایه های ملتهب همیشه می گریختم با رفتن تو هرنفس بغض دوباره میشوم ناجی شام شوکران با دل عاشقم بمان به هرمت حضور تو چون تو یگانه میشوم خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت با تو ستاره میشوم با تو ستاره میشوم با تو ستاره میشوم . نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 7:50 بعد از ظهر |+|
غم را دوست دارم؟؟؟ غم را دوست دارم چون گواه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم نوشته شده توسط مهران تاریخ سه شنبه دهم آبان 1384 و ساعت 7:48 بعد از ظهر |+|
|